این طور وقت ها آدم باید بردارد بنویسد: آهای همان دو نفر و نصفی ای که سر می زنید به اینجا، محض رضای پروردگار ناامید نشوید و ما را هم نومید مکنید، می نویسیم، مرتب می شویم. اما خُب چیزی که هست اینست که صاحاب این وبلاگ هیچ بویی نبرده از آدم بودگی و البته که بعد 6 سال نگارندگی در وبلاگ ها، هنوز هم آدم نشده! این جور می شود که توی یک چنین وضعیت خطیری، از لحاظ موقعیت استراتژیک وبلاگی، می نویسد: تا اطلاع ثانوی همین است که هست و خانوم شمعدانی هیچ خودش را نمی تواند مجبور کند به مرتب نویسی در این روزها، اما مطمئن است، و به شما این بشارت را می دهد، که بالاخره روزی فراخواهد رسید که او هم آدم شود، روزی که دور نیست گرچه شاید خیلی هم نزدیک نباشد...
*/ یعنی چند بار توی این دو-سه سال اخیر از این پست های مرتبط با شلختگی وبلاگی نوشته باشم خوب است؟!
*// این روزها همه به میرحسین رای می دهند، شما چطور؟!
