تبليغاتX
شمعدانی ها - مرگ بازی

شمعدانی ها

 

کتاب را می­گذارم روی پیش­خوان صندوق­دار و فکر می­کنم اگر وبلاگستان نبود و من ناتور را نمی­شناختم، آیا هرگز این کتاب لاغرمیزِ تازه­های شهر کتاب، توجه­ام را جلب می­کرد؟ هیچ­وقت می­خریدمش آیا، وقتی نمی­دانستم نویسنده­اش کی هست اصلاً؟

*

در فِر را می­بندم، تایمر را روی 30دقیقه تنظیم می­کنم، می­آیم توی هال، کتاب را برمی­دارم و توی کاناپه­ی جلوی تلویزیون لم می­دهم. شبکه دو "مرگ تدریجی یک رویا" را نشان می­دهد، دیالوگ­های سریال انگار قصد دارند ما را هم دچار مرگ تدریجی کنند. صدای تلویزیون را کم می کنم. «و سوگند به پدر و فرزندانی که پدید آورد، که آدمی را در رنج و محنت آفریده­ایم...»(۱)...

*

صدای زنگ تایمر که بلند می­شود، چیزی نمانده  کتاب تمام شود. بوی نان پخته، ژامبون و پنیر برشته توی خانه پیچیده. ستاره اسکندری، با آن لحن مسخره­اش، دارد برای پولاد کیمیاییِ خلاف­کارِ معصوم(!) فیلم بازی می­کند. همسر عزیز را که کم­کم دارد بین مقالات  lean thinking و lean production و strategic management غرق می­شود، برای شام صدا می­زنم.

*

شک ندارم چیزهایی را به این دنیای مجازی مدیونم. دانسته­هایی را، دردهایی را و لذت­هایی را.... لذت خواندن این ۹ داستان کوتاه را هم.

 

(۱) از نخستین صفحه کتاب ـ مرگ بازی/پدرام رضایی زاده. نشر چشمه. چاپ اول: تابستان ۱۳۸۷.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط خانوم شمعدانی   |