تبليغاتX
شمعدانی ها

شمعدانی ها

 

خیلی از وبلاگ­صاحاب­هایی که ماه­ها خبری ازشون نیست، شب عید سر و کله­شون پیدا می­شه و حتی اگه شده با همین سه تا کلمه خشک و خالی، خودشون رو شریک می­کنن توی عطر شب­بو و سبزی سبزه و شیرینی سمنو. حتی اگه شده با همین سه کلمه خشک و خالی: "سال نو مبارک"!

بلاگر که باشی، حتی از نوع شلخته، نمی­تونی از کنار این روزا بی­خیال بگذری. از کنار این­همه رنگ، این­همه عطر، این­همه هیجان که در کوچه­های شهرت جاری­ست...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط خانوم شمعدانی   | 


دارم می رم سفر. سه شنبه بر می گردم.


پ.ن: "درباره الی" رو هم دیدم، محض اطلاع بعضی ها که پُز دی وی دی و اینا می دن به آدم. :دی



+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط خانوم شمعدانی   | 


در راستای این­که من همیشه اعتقاد داشته­ام وبلاگ مکان بسیار مناسبی برای اظهارات خودشیفتگانه­ی آدمی­زاد است، همین­جا به استحضار می­رسانم که درس­های دوره­ی ارشد را به پایان رسانده­ام و از آن­جایی که خدا در جای حق نشسته و شاهد تا 3-4 صبح بیدار ماندن­های بنده بابت پروژه­های تمام نشدنی و حضور هر روزه در دانشگاه از خروس­خوان تا بوق سگ بوده، شاگرد اول هم شده­ام.  حالا هم فقط پایان­نامه مانده و اصلاً هیچ اهمیتی ندارد که اصل کار همین است و من انگار که فارغ التحصیل شده باشم، یک ماه است به خوش­گذرانی مشغولم... کلاً همین است که هست!


اینم بگم که گفته باشم: چون من خیلی بلاگر اکتیو و پاسخگویی هستم، از این به بعد به کامنتهایی که لازم داشته باشند در همان کامنتدونی پاسخ می گویم!




+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 6:26 بعد از ظهر  توسط خانوم شمعدانی   | 


کتاب یا فیلم فرقی نمی­کنه. من اگه بخرم خواهره دیگه نمی­خره و او هم اگه بخره، خُب ، معلومه که من نمی­خرم! که چی بشه، دو تا کتاب­خونه عین هم، دو تا فیلم­دونی مثله هم؟! این همه کتاب متفاوت هست، این همه فیلم. اینجوریاس که سر خریدن فیلم­ها و کتاب­های خوب رقابتی پیش می­آد، نگفتنی. که یعنی کی زودتر بخردشون. البته که گاهی هم­پوشانی­هایی پیش می­آد، خواسته یا نا خواسته –که وزن کفه خواسته­اش سنگین­تره-، اما در کل ماجرای خوشمزه­ایه وقتی یکی فاتحانه به اون یکی اعلام می­کنه من فلان کتاب توپ رو خریدم یا فلان فیلم رو که ترکونده.



+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط خانوم شمعدانی   |