بلاگر که باشی، حتی از نوع شلخته، نمیتونی از کنار این روزا بیخیال بگذری. از کنار اینهمه رنگ، اینهمه عطر، اینهمه هیجان که در کوچههای شهرت جاریست...
بلاگر که باشی، حتی از نوع شلخته، نمیتونی از کنار این روزا بیخیال بگذری. از کنار اینهمه رنگ، اینهمه عطر، اینهمه هیجان که در کوچههای شهرت جاریست...
دارم می رم سفر. سه شنبه بر می گردم.
پ.ن: "درباره الی" رو هم دیدم، محض اطلاع بعضی ها که پُز دی وی دی و اینا می دن به آدم. :دی
در راستای اینکه من همیشه اعتقاد داشتهام وبلاگ مکان بسیار مناسبی برای اظهارات خودشیفتگانهی آدمیزاد است، همینجا به استحضار میرسانم که درسهای دورهی ارشد را به پایان رساندهام و از آنجایی که خدا در جای حق نشسته و شاهد تا 3-4 صبح بیدار ماندنهای بنده بابت پروژههای تمام نشدنی و حضور هر روزه در دانشگاه از خروسخوان تا بوق سگ بوده، شاگرد اول هم شدهام. حالا هم فقط پایاننامه مانده و اصلاً هیچ اهمیتی ندارد که اصل کار همین است و من انگار که فارغ التحصیل شده باشم، یک ماه است به خوشگذرانی مشغولم... کلاً همین است که هست!
اینم بگم که گفته باشم: چون من خیلی بلاگر اکتیو و پاسخگویی هستم، از این به بعد به کامنتهایی که لازم داشته باشند در همان کامنتدونی پاسخ می گویم!
کتاب یا فیلم فرقی نمیکنه. من اگه بخرم خواهره دیگه نمیخره و او هم اگه بخره، خُب ، معلومه که من نمیخرم! که چی بشه، دو تا کتابخونه عین هم، دو تا فیلمدونی مثله هم؟! این همه کتاب متفاوت هست، این همه فیلم. اینجوریاس که سر خریدن فیلمها و کتابهای خوب رقابتی پیش میآد، نگفتنی. که یعنی کی زودتر بخردشون. البته که گاهی همپوشانیهایی پیش میآد، خواسته یا نا خواسته –که وزن کفه خواستهاش سنگینتره-، اما در کل ماجرای خوشمزهایه وقتی یکی فاتحانه به اون یکی اعلام میکنه من فلان کتاب توپ رو خریدم یا فلان فیلم رو که ترکونده.