داریم شام میخوریم. تلویزیون روشنه اما من حواسم بهش نیست، با غذای توی بشقاب بازی میکنم. «کلاس دوشنبه بعد از ظهرم رو نمیمونم.» همسر عزیز چشمش به تلویزیونه «چرا؟!» لیوان دوغ رو سَر میکشم «حوصلهاش نیست...تا ساعت پنج... میخوام زودتر بیام خونه.» فیلم قطع میشه برای پیامهای بازرگانی. همسر عزیز میگه «حالا کو تا دوشنبه... آهاااااااااااا... خُل شدهی؟؟؟؟؟!!!!!! خب سیدیش رو نمیگیری چرا؟!» تلویزیون داره تیزر "کلاهقرمزی و پسرخاله" رو پخش میکنه، زیرش هم نوشته: دوشنبه 20 آبان ساعت 14:30 !
مرتبط : اینجا
