20 عدد مسالهی ناقابل دینامیک، 5 عدد نقشه که نیم نگاهی هم به رویشان انداخته نشده، یک essay درست و حسابی، یک lecture نون و آب دار به همراه متن تایپ شده و اسلاید و بقیه مخلفات، یک برنامه بی سروته شونصد خطی مزخرف فرترن90 که باید نوشته بشود و یک برنامه شونصد خطی مزخرف و بی سروته دیگر که باید از فرترن 77 به 90 تبدیل بشود (همهی اینها تا روز شنبه)، کلی فاکتور شرکت که 2 ماه بیشتر است روی هم تلنبار شدهاند و خانهای که از به هم ریختگی و شلوغی روی بازار شام را سفید کردهاست و...
این جانب در کمال آسودگی خاطر از صبح، لیوان نسکافه بهدست، نشستهام پشت کامپیوتر و ناهار را هم همانجا خوردهام و آرشیو این خانوم و این خانوم را بلعیدهام!
پ. ن.: پرگلک را پیشتر به صورت گاهگاه و از حدود 2 سال پیش همیشه میخوانم. ساروی کیجا را خیلی دیر، کمتر از یک سال است، کشف کردهام و خوانندهی همیشگیاش هستم.
