بابت دو فقره مراسم عروسی قریبالوقوع، وارد رِژیمَکی* شدیم نه چندان جدی، باشد که در جشن عروسی کانه برانجلینا** بدرخشیم. از بدو اتخاذ این تصمیم، شکم بیچارهی اینجانب یک بند هوسهای جوراجور کرد و تمامی آنچه تا به حال در خود دیده و ندیده بود را طلب. هنوز سه شبانهروز از شروع رژیمکمان نگذشتهبود که دیشب همسر عزیز دچار معده دردی شد اساسی و... لازم است توضیح بدهم چه بر سَر تصمیم و رژیم و برانجلینا آمد؟!
*رژیمک: یعنی رژیم کشککی و الکی و خود گول زدنکی. (چون ما که اصلاً احتیاجی به رژیم راستراستی نداریم، فقط میخواستیم اندکی باربینشانتَر شویم.)
**برانجلینا: براد+آنجلینا. (براد پیت و آنجلینا جولی)
